حكيم ابوالقاسم فردوسى

1245

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بدين آرزو نيز بيشى كنيد * بسازيد با ما و خويشى كنيد شما را هر آنگه كه كارى بود * وگر ناسزا كارزارى بود همه دوستدار و برادر شويم * بود نيز گاهى كه كهتر شويم چو گرديد زين شهر ما بىنياز * بدلتان همه كينه آيد فراز ز تو و ز سلم اندر آمد سخن * از ان بيهده روزگار كهن يكى عهد بايد كنون استوار * سزاوار مهرى برو يادگار كزين باره از كين ايرج سخن * نرانيم و از روزگار كهن ازين پس يكى باشد ايران و روم * جدايى نجوييم زين مرز و بوم پس پردهء ما يكى دخترست * كه از مهتران بر خرد بهترست بخواهيد بر پاكى دين ما * چنانچون بود رسم و آيين ما بدان تا چو فرزند قيصر نژاد * بود كين ايرج نيارد به ياد از آشوب و ز جنگ روى زمين * بياسايد و راه جويد بدين كنون چون به چشم خرد بنگرى * مر اين را بجز راستى نشمرى بماند ز پيوند پيمان ما * ز يزدان چنين است فرمان ما ز هنگام پيروز تا خوشنواز * همانا كه بگذشت سال دراز كه سرها بدادند هر دو بباد * جهاندار پيمان شكن خود مباد مسيح پيمبر چنين كرد ياد * كه پيچد خرد چون بپيچى ز داد بسى چاره كرد اندران خوشنواز * كه پيروز را سر نيايد بگاز چو پيروز با او درشتى نمود * بديد اندران جايگه تيره دود شد آن لشكر و تخت شاهى بباد * بپيچيد و شد شاه را سر ز داد تو برنايى و نوز ناديده كار * چو خواهى كه بر يا بى از روزگار مكن يارى مرد پيمان شكن * كه پيمان شكن كس نيرزد كفن بدان شاه نفرين كند تاج و گاه * كه پيمان شكن باشد و كينه خواه كنون نامهء من سراسر بخوان * گر انگشتها چرب دارى مخوان سخنها نگه دار و پاسخ نويس * همه خوبى انديش و فرخ نويس نخواهم كه اين راز داند دبير * تو باشى نويسندهء تيزوير چو بر خوانم اين پاسخ نامه را * ببينم دل مرد خودكامه را همانا سليح و سپاه و درم * فرستيم تا دل ندارى دژم هرانكس كه بر تو گرامىترست * و گر نزد تو نيز نامىترست ابا آنك زو كينه دارى بدل * به مردى ز دل كينه‌ها برگسل گناهش بيزدان دارنده بخش * مكن روز بر دشمن و دوست دخش چو خواهى كه داردت پيروز بخت * جهاندار و با لشكر و تاج و تخت ز چيز كسان دست كوتاه دار * روان را سوى راستى راه دار چو عنوان آن نامه برگشت خشك * بروبر نهادند مهرى ز مشك بران مهر بنهاد قيصر نگين * فرستاده را داد و كرد آفرين [ پيمان نامه نوشتن خسرو پرويز و فرستادن نزد قيصر ] چو آن نامه نزديك خسرو رسيد * ز پيوستن آگاهى نو رسيد